درگوش عزیزان ننشیند گله ما

برخویش نلرزیده کس اززلزله ما

پنجاه ودونوروزوخزان درپی هم رفت

افسوس نیامدزسفرچلچله ما

بس مسئله هایی که زتدبیرگشودیم

اما به جهان حل نشده مسئله ما

بااینکه سراپای وجودم همه خشم است

هرگز نه خروشیده زبان گله ما

این دلق مرقع به حریری نفروشیم

بوده است زآغازگرامی سله ما

(افسوس ازاین برق نگاهان که نکردند)

رحمی به گل کاغذی حوصله ما

پیام بازدیدکنندگان

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.