گلشن آرای شعوراست بهار دل ما

واژه ی نیست که پایش نبود درگِل ما

شاخه شاخه گل وگلواژه به دفترداریم

درهنرلطف خداوند شده شامل ما

دل دریاییمان آینه دار سخن است

نفس شعروزیدن کنداز ساحل ما

گره کور کسان رابگشودیم ولی

دست لطفی نگشوده گره مشگل ما

بعد یک عمربهار آمده وخوش آمد

سری امشب بزند عشق به سرمنزل ما

بلبل بزم حضوریم وسراپا همه شور

هست سررشته الفاظ به دست دل ما

پیام بازدیدکنندگان

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.