گل شگفتن رانگاه دل به سیمای تودید

شادی بی منتهایش رابه دنیای تودید

گسترآندی بزم گل را درنگاه باورم

خاطرم جان را هنرآموزوشیدای تو دید

ازتب دیدار.رویت پای تاسر آتشم

این تب وتاب توان راازتماشای تودید

جز به کوی مهرتو.پای خیالم کی رود

زیروبمها رادرآهنگ چلیپای تودید

تارخسته نغمه پردازسرودعشق توست

هرنوازش رابه امروزوبه فردای تودید

پیام بازدیدکنندگان

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.