دراین جهان که .همه لحظه های آن پنداست

نصیحتی زمنت ای عزیز دلبند است

زدوستان زبانی همیشه دوری کن

که فکرشان همه تزویرومکروترفند است

به حرف یاوه سرایان توگوش دل مسپار

که حرف یاوه قبول نه .هرخردمند است

درخت صبر بکاروبه سایه اش بنشین

چوصبروحوصله بامردم برومنداست

قدم به پیش گزار وگره کشا میباش

کنون که دست توبرتخته پاره ای بنداست

میان خوبی وزشتی زندگی مویی ست

همانکه فاصله بشناخت اهل پیوند است

به قول سعدی شیرین کلام این مگسان

زنندپربه سرایی که صحبت ازقنداست

به نام نیک شوی جاودانه درعالم

جلالتت چوبه نوشیروان هماننداست

کسی که گنج هنررابه دیگران نفروخت

به کشور خرد خویشتن خداونداست

بنا به امرپیمبر کشاده ابرو باش

توراگشایش دل باکلید لبخند است

طنین ثانیه .هاکویدت گریزی نیست

که کارعالم فانی روند وآیند است

چنان مباش که چون ترک میز راگفتی

کسی نپرسدت احوال خویشتن چنداست