هرشمیم فرح افزا به گریبان توبود

دل پریشان نظر زلف پریشان توبود

لب گزد دیده گردون زتماشای رخت

نوشخندش اثر چشم غزل خوان توبود

ماه با این همه ی سیتره درعرضه نور

دیده روشن شده .چهره تابان توبود

شعرنابی که گل سرسبد.انجمن است

غنچه قافیه اش خال زنخدان توبود

هرتلاشی که خودآموز کند ذهن مرا

چترذوقش گرو سایه ی مژگان توبود

سطرشعری که روان بوده ومانا به یقین

ازگل افشانی این طبع گل افشان توبود

هیچ دانی که همه سرو به هرگلشن وباغ

سرخم آورده بر سروخرامان تو بود

رشته مهر زپای نظرش وا نشود

دل که چشمش زپی عشوه پنهان توبود

 

پیام بازدیدکنندگان

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.