رویت ازجلوه.گل شادبهارهنراست

عطرذوقت زسمن بویی گلزارسراست

ماه گردون که شده شهره آفاق زحسن

پیش ماه رخ توشرم نیوش حذر است

توپریزادی ودرشورسخن گل نفسی

هرردیفی که نوازی هنرش بیشتراست

باغ احساس من ازشهدلبت وام گرفت

شوقش ازپیش درآمیخته ترباشکراست

هیچ پندارچومن قدرشعورت نشناخت

زاین سبب مهرتورا آینه داری دگراست

قدرخودرانشناسی وغمم ازآن است

راهی کوچه تردیدی وآنت خطر است

 

پیام بازدیدکنندگان

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.