چوگم کرده ام درتونام ونشان را

غم دوست آزرده روح وروان را

بخوان ازخطوطی که دارم به چهره

که درپای عشقت سپردم جهان را را

مراسروقد آنچنان خم برآورد

رکه دردیده خلق ماند کمان را

خبرنیست .درتوکه اینسان گرفتی

زچشم به درمانده خواب گران را

ندانم چگونه تحمل نمایم ندانم

فراغ چنان موی وروی ودهان را

پیام بازدیدکنندگان

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.