کوره راه زندگی پیچ وخم بسیارداشت

هرچه من دوری گزیدم رنج با من کارداشت

برسرهرکس کشیدم دست مهروآشتی

سوخت انگشتان دستم بسکه برسرخارداشت

ظاهرسیمایشان آرام ودلشان پرزراز

راه ورسم این جماعت موجی ازاسرارداشت

قصه این نامرادی ها حدیثی تازه نیست

سوختم درخویش واین سوزش سرتکرارداشت

ازدل مردم دگرمهر ومحبت رفته است

خاطررنجیده این غمنامه رااظهارداشت

پیام بازدیدکنندگان

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.