کجاست آنکه بهاری کند خزانم را

یقین کند زنگاهی شب گمانم را

کجاست اوکه زاعجازعطرگیسویش

جوان کند نفس قلب خسته جانم را

کجاست آنکه پس ازسالها سکوت وسکون

به یک کرشمه غزل‌گو کند بیانم را

کجاست اوکه به یمن حضورجاویدش

ترانه خوان بکند طبع نکته دانم را

دلم گرفته ازاین بارهجر بردوشم

کجاست آنکه بخواند خط گمانم را

پیام بازدیدکنندگان

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.