اگرکه سیرکنی وسعت قرارم را

طلوع مهر شوی شام انتظارم را

به جای جای دلت میبری به مهمانی

زکارسازی خود شعرمشک بارم را

می شعوربنوشی زجام ادراکم

دوباره چهره کنی جوشش بهارم را

شگفته بارترازخوشه خوشه پروین

ستاره پوش ترازپیش برگ وبارم را

نفس نفس بزنم لحظه های آن دم را

که بشکنی قفس صبر پایدارم را

خیال رفت نداری زآسمان دلم

اگرکه سیرکنی وسعت قرارم را

پیام بازدیدکنندگان

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.