کنم ابراز محبت به بیان دگری

میزنم حرف دلم رابه زبان دگری

منکه تاب نفسم سوخته ازنیرنگ است

نزنم آتش تزویر به جان دگری

وای من گرکه دل شیشه ای اش راشکنم

یافروشم گل رویش به جنان دگری

کاش آن سایه لطفی که دلم بسته به اوست

نقد فرصت نسپاردبه زمان دگری

دوست میدارمش وچون لب ابرازم نیست

میزنم حرف دلم رابه زبان دگری