تاگل شدی برلبانم بانغمه ی عاشقانه

هرپرده لرزیده نایم باسازوشوروترانه

بنیادعشق تودردل ازلحظه های نخستین

آمدکه ازهم نپاشد ثقف وستونهای خانه

ازچشم زیبا پسندم آینه ی درمقابل

نخل امیدت نموده درباغ جانم خزانه

توماه گوهرفشانی.پنهانی وآشکاری

سرشارعطر حضوری هرجاکه باشی روانه

مست مدامم نموده سکرشراب نگاهت

یادآورجنگ وصلح است زلف توبادست شانه

درزیرباران مهرت خوش سیرشادی نمایم

دریای مواج دل راهستی توتنها کرانه

پیام بازدیدکنندگان

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.